تبليغاتX
شمعی در باد
ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها
با تشکر فراوان از رضا که این ترانه از کریس دی برگ را ترجمه کرده است:

دلتنگ تو (Missing You)

دلتنگ تو بوده ام ...
گل سرخ گرفتم و نوشیدنی فراهم کردم
با کمی خوش بیاری، او سروقت اینجا خواهد بود
اینجا جائی است که پیش از این می رفتیم
با موسیقی رمانتیک و نور ملایم
و تو متعجب کنار در می ایستی
و حیرانی که اینها همه برای چیست
این هدیه ای ساده است از طرف من برای تو
همسری که می پرستم، آخر، موضوعی هست
که تو باید بدانی و آن این است
دلم برایت تنگ شده بود، بیشتر از آنچه کلمات قادر به گفتنش باشند
و هر روز به آن فکر می کرده ام
و به زمانی که ما آرام و زیبا پایکوبی می کردیم
و من گفتم تو را یافته ام
هرگز نمی گذارم بروی
هیچ دلیل برای آنچه انجام می دهیم وجود ندارد
می توانی قلبی را با یکی-دو حرف بشکنی
و یک عمر معذرت بخواهی
وقتی کسی که دوستش داری در برابر چشمانت نشسته
و اگر این تنها راه باقی مانده باشد
من همچون احمقی زانو می زنم
تو می فهمی که من تورا زیبا می پندارم
کسی دیگر می خواهد این را حس کند
پس فقط یک راه باقی مانده، باید به تو بگویم
دلم برایت تنگ شده بود، بیشتر از آنچه کلمات قادر به گفتنش باشند
و همیشه به آن فکر کرده ام
خوب امشب شب ماست که آرام و زیبا پایکوبی کنیم
چون حالا تو را یافته ام، هرگز نمی گذارم بروی
نه تازه تو را پیدا کرده ام، هرگز نمی گذارم بروی
دلم برایت تنگ شده بود...

               I've been missing you...
I've got the roses, I've got the wine,
With a little luck she will be here on time,
This is the place we used to go,
With romantic music and the lights down low,
And as you stand there amazed at the door,
And you're wondering what all this is for,
It's just a simple thing, from me to you,
The lady that I adore, 'cos there's something
That you should know, it's that
I've been missing you, more than words can say,
And that I've been thinking about it every day,
And the time we had just dancing nice and slow,
And I said now I've found you,
I'm never letting go;
There is no reason to the things that we do,
You can break a heart with just a word or two,
And take a lifetime to apologise,
When the one you love's in front of your eyes,
And I will fall to my knees like a fool,
If it's the only way of getting through,
You see if I think you are beautiful,
Someone else is going to feel it too,
So there's only one thing to do, tell you that
I've been missing you, more than words can say,
And that I've been thinking about it every day,
Well tonight's our night for dancing nice and slow,
Because now I've found you, I'm never letting go,
No, now I've found you, I'm never letting go;
I've been missing you...
I've been missing you...
I've been missing you...
I've been missing you, darling...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 22:10  توسط نیلوفر | 

قلب زن

 

قلب  زن لبریز از شهوت و اشتیاق است

قلب زن مالامال از هوس و شهوت است

بزرگترین اشتباهی که تو به عنوان یک مرد می توانی مرتکب شوی

عدم باور وجود چنین چیزی است.

                                ***

 شب زن مملو از رویاست

رویای مردی کامل که ممکن است آن مرد ، تو نباشی.

                                  ***

بزرگترین اشتباهی که تو به عنوان یک مرد می توانی مرتکب شوی

این است که درنیابی او چه چیزی گم کرده است.

                              ***

او می خواهد به تو نزدیک باشد،

او را کنار مزن، او می خواهد این مطلب را به تو بفهماند.

                            ***

او می خواهد بگوید:

" شبت را به من ببخش        تا درعوض،         من علاقه و اشتیاقم را به تو نشان دهم"

" شهوتت را بر من ارزان دار  تا درعوض،          من تو را همچون چشمه ای بنوشم تا تمام شوی"

"آرزو هایت را به من بده    تا درعوض،          من به تو یک عاشق  تمام عیار را نشان دهم"

" قلبت را بر من ارزانی دار تا  من هم تو را نزدیک خود نگاه دارم

                    و

تو را تا روزی که بمیرم دوست بدارم.

                        ***

روز زن از اشیاق لبریز است

اشتیاق برای اندکی عشق و مصاحبت.

                     ***

بزرگترین اشتباهی که تو به عنوان یک مرد می توانی مرتکب شوی

این است که متوجه این موضوع نشوی و یا حتی گوش ندهی.

                   ***

قلب زن تا ابد متعلق به تو می باشد

او با تنها کسی که در زندگی اش وجود دارد صادق خواهد بود.

بزرگترین اشتباهی که ما مرد ها مر تکب می شویم

این است که به او عشق و علاقه ارزانی نداریم.

             ***

او می خواهد به تو نزدیک باشد

او را از خود دور مکن!

           ***

او می خواهد به تو بفهماند

او می خواهد بگوید:

" شب خود  را به من ببخش    تا درعوض،  من اشتیاق و شهوتم  رابر تو آشکار سازم"

" شهوت خود را بر من ارزانی دار  تا درعوض، من تو را همچون چشمه ای بنوشم تا خشک شوی"

"آرزو هایت را به من بده     تا درعوض،          من به تو یک عاشق  واقعی را نشان دهم"

" قلبت را بر من ارزانی دار   تا درعوض ،         من هم تو را نزدیک خود نگاه دارم و

                                          تو را تا روزی که بمیرم دوست بدارم."

            ***

" شب خود  را بر من ارزانی دار    و   من اشتیاق و شهوتم  رابر تو آشکارمی سازم"

" شهوت خود را بر من ارزانی دار   و  من چشمه وجودت را چنان با ولع می نوشم تا بخشکد"

"آرزو هایت را بر من ارزانی دار     و  من به تو یک عاشق  واقعی را نشان میدهم"

" قلبت را بر من ارزانی دار     و         من هم تو را نزدیک خود نگاه می دارم

                                   و

                     تو را تا روزمرگم دوست خواهم داشت."

       ***

قلب زن، قلب زن،

 قلب زن لبریز از اشتیاق است

قلب زن مالامال از شهوت است

قلب زن آکنده از آرزو مندی است

قلب زن تا ابد برای توست.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:56  توسط نیلوفر | 
ترجمه این ترانه را دوست عزیزم رضا برایم ارسال کرده که ازش ممنونم.

آخرین باری که گریستم...

آخرین باری که گریستم
شب در خانه نشسته بودم و دیروقت بود
به سایه ها و سوسوی نورها خیره شده بودم
حاضر بودم همه چیزم را بدهم تا آنها بروند
حاضر بودم همه چیزم را به آنها بدهم
آخرین باری که گریستم
خیلی وقت پیش بود که مردم را در باران نظاره می گردم
که منتظر بودند تا سربازان، آنها را سوار قطار کنند
دستها بر نرده ها، چشمها پر از اشک
و همان حرفهای همیشگی هزاران ساله
خدایا رهایم کرده ای
خدایا رهایم کرده ای
آخرین باری که گریستم
نمی توانم باور کنم وقتی را که به صورتی مواجه شدم
که به سربازی با تفنگش در باران خیره شده بود
آن صورت یک کودک بود، کودک من اینجا خوابیده
و سربازی که می خندید، من بودم
خدایا رهایم کرده ای
خدایا چرا رهایم کرده ای
خدایا آیا رهایم کرده ای؟
آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
آخرین باری که گریستم، آخرین باری که گریستم
آخرین باری که ...

The last time I cried

The last time I cried, I was sitting home,
And it was deep in the night,
Staring at the shadows and the flickering lights,
Giving all that I had, to take them away,
Giving all that I had, to make them pay;

The last time I cried, I could see the people,
Long ago in the rain,
Waiting as the soldiers put them all on a train,
And the hands on the bars, the eyes full of tears,
And the word is the same, for a thousand years,

Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me,
Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me;

The last time I cried, I could not believe it,
When I held on a face,
Staring at a soldier with his gun in the rain,
It was the face of a child, my child here asleep,
And the soldier who smiled, the man was me,

Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me,
Eli Eli Lama, oh why, have you forsaken me?

Eli Eli Lama, oh Lord, you have forsaken me,

The last time I cried, the last time I cried,
The last time I cried, the last time I cried,
The last time I cried, the last time I cried,
The last time I cried, the last time I cried,

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 6:50  توسط نیلوفر | 

 تر جمه ترانه Déjà vu

 

 

غریب آشنا

Déjà vu:The strange feeling that in some way you have

Experienced already what is happened now

)در روانشناسی مبحثی با عنوان "آشنا پنداری " می باشد.)

 

غریب آشنای من ! ... تو وسوسه فکری من هستی

غریب آشنای من ! ... مسئولیت همه چیز با توست.

(Be up to sb: to be the responsibility of sb.)  

اگر طالب من باشی ، خود می دانی که کجا می توانی مرا بیابی.

 

معجزه از دست رفته ما دوباره از آن ما می شود

(Get Sth. Back:To be given Sth. Again that you had before)

Get our magic back: To be given our magic         

غریب آشنای من ! مسئولیت همه چیز با توست.

اگر طالب من باشی تو خود می دانی که کجا می توانی مرا بیابی.

                ***

من می خواهم رقص عریان ترا تماشاگر باشم

من می خواهم ترا در حال لمس ماه نظاره کنم

اما آن هنگام که سعی دارم انگشتان تورا حس کنم،

تو در هوا ناپدید می گردی.

                        ***

من خواهان لمس تو با حواسم می باشم

زیرا تا حدودی مطمئن هستم که بافت پوست تو

به من می گوید که تو چه کسی می باشی.

              ***

غریب آشنای من ! ... تو فکر دائم من هستی

غریب آشنای من همواره تو می باشی

من می خواهم همانند گذشته ترا داشته باشم

من می خواهم تو را در خونم احساس کنم.

                             

و همینک در حیرتم که چرا همواره در خلوت خود

معترف به این موضوع هستم!؟

                        ***

من واقف بر این امرم که روزگار بر وفق مراد ما نیست

Time is against us)

 اما من به مانند فردی اسیر آرزو

تمام مدت باقی عمر خود را خواستار تو خواهم بود

(Long for sth: want sth. very much)

But I'll long for you the rest of my whole life
Like a prisoner of hop

غریب آشنای من ! ... تو فکر دائم من هستی

غریب آشنای من همواره تو می باشی

                 ***

من همواره سعی کرده ام که تورا آگاه کنم

که از ذهنم بیرونت می سازم،

این امر احساسی مانند عقبگرد در زمان را می دهد

و من در ذهنم از گذشته عکس می گیرم و یکبار دیگر انگشتان تو را می بینم ( در حال لمس ماه)

                 ***

غریب آشنای من ! ... تو فکر دائم من هستی

غریب آشنای من همواره تو می باشی

                 ***

                                                                    اگر طالب من می باشی

                                                                 خود می دانی که کجا می توانی مرا بیابی

غریب آشنای من تو وسوسه فکری من هستی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 6:37  توسط نیلوفر | 
این هم ترانه جنجالی خانم شکیرا:


Lucky you were born that far away so
We could both make fun of distance
Lucky that I love a foreign land for
The lucky fact of your existence

Baby I would climb the Andes solely
To count the freckles on your body
Never could imagine there were only
Ten Million ways to love somebody

Le ro lo le lo le, Le ro lo le lo le
Can't you see
I'm at your feet

Whenever, wherever
We're meant to be together
I'll be there and you'll be near
And that's the deal my dear

Thereover, hereunder
You'll never have to wonder
We can always play by ear
But that's the deal my dear

Lucky that my lips not only mumble
They spill kisses like a fountain
Lucky that my breasts are small and humble
So you don't confuse them with mountains
Lucky I have strong legs like my mother
To run for cover when I need it
And these two eyes that for no other
The day you leave will cry a river

Le ro le le lo le, Le ro le le lo le
At your feet
I'm at your feet

Whenever, wherever
We're meant to be together
I'll be there and you'll be near
And that's the deal my dear

Thereover, hereunder
You'll never have to wonder
We can always play by ear
But that's the deal my dear

Le ro le le lo le, Le ro le le lo le
Think out loud
Say it again

Le ro le le lo le
Tell me one more time
That you'll live
Lost in my eyes

Whenever, wherever
We're meant to be together
I'll be there and you'll be near
And that's the deal my dear

Thereover, hereunder
You've got me head over heels
There's nothing left to fear
If you really feel the way I feel

خوشبختانه آن قدر با فاصله به دنيا آمدي كه

هر دو مي توانيم فاصله را مسخره كنيم

خوشبختانه، سرزمين خارجي را دوست دارم، براي

اين حقيقت خوش يمن، براي وجود تو،

عزيزم، به تنهايي خواهم توانست از كوههاي آند بالا بروم

فقط براي اينكه خال هاي بدن تو را بشمارم

هرگز نتوانستم تصور كنم كه

راه هاي زيادي براي عشق ورزيدن به كسي وجود دارد

 

لُ رُ، لُ له، لُ له

لُ رُ، لُ له، لُ له

نمي تواني ببيني،...زير پايت هستم

 

هر زمان، هركجا

ياد خواهيم گرفت كه باهم باشيم

آنجا خواهم بود و تو در نزديكي من

و اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

آنها به پايان رسيدند و تو زير نظري

هرگز لازم نيست كه تعجب كني و شگفت زده شوي

ما هميشه مي توانيم بداهه نوازي كنيم

منتها اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

خوشبختانه، لب هاي من نه تنها حرف مي زنند

مثل فواره هميشه بوسه مي دهند

خوشبختانه، سينه هاي من كوچكند

و تو آنها را با كوه عوضي نمي گيري

خوشبختانه من پاهايي قوي دارم، مانند مادرم

براي فرار كردن و پنهان شدن، وقتي كه نيازمندم

و اين چشمان براي كس ديگري نيست

و روزي كه تو مرا ترك كني به اندازه رودخانه اي اشك خواهند ريخت

 

لُ رُ، لُ له، لُ له

لُ رُ، لُ له، لُ له

زير پاهاي تو

زير پاهاي توام...زير پاهاي توام

 

هر زمان، هركجا

ياد خواهيم گرفت كه باهم باشيم

آنجا خواهم بود و تو در نزديكي من

و اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

آنها به پايان رسيدند و تو زير نظري

هرگز لازم نيست كه تعجب كني و شگفت زده شوي

ما هميشه مي توانيم بداهه نوازي كنيم

منتها اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

 

لُ رُ، لُ له، لُ له

لُ رُ، لُ له، لُ له

در آب فرو برو يا پرواز كن، دوباره بگو

 

لُ رُ، لُ له، لُ له

يك بار ديگز به من بگو

كه تو زندگي خواهي كرد

و مجذوب چشمان من خواهي شد

 

هر زمان، هركجا

ياد خواهيم گرفت كه باهم باشيم

آنجا خواهم بود و تو در نزديكي من

و اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

آنها به پايان رسيدند و تو زير نظري

چيزي براي ترسيدن باقي نمانده

اگر تو واقعا آن طوري كه من احساس مي كنم، احساس مي كني

 

هر زمان، هركجا

ما مي خواهيم كه باهم باشيم

آنجا خواهم بود و تو در نزديكي من

و اين ارتباطي صميمانه است، عزيزم

آنها به پايان رسيدند و تو زير نظري

چيزي براي ترسيدن باقي نمانده

اگر تو واقعا آن طوري كه من احساس مي كنم، احساس مي كني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 17:32  توسط نیلوفر | 

 

 It's not her fault that she's so irresistible
But all the damage she's caused isn't fixable
Every twenty seconds you repeat her name
But when it comes to me you don't care
If I'm alive or dead, so

[Chorus:]
Objection
I don't want to be the exception
To get a bit of your attention
I love you for free,
And i'm not your mother
But you don't even bother
Objection
I'm tired of this triangle
Got dizzy dancing tango
I'm falling apart in your hands again
No way
I've got to get away

Next to her cheap silicone I look minimal
That's why in front of your eyes I'm invisible
But you've got to know small things also count
Better put your feet on the ground
And see what it's about, so

[Chorus (with a slight change)]
?- The angles of this triangle ?-

I wish there was a chance for
You and me
I wish you couldn't find a place
to be away from me

This is pathetic
And sardonic
And sadistic
And psychotic
Tango is not for three
Was never meant to be
But you can try it
Rehearse it
Or train like a horse
But don't you count on me
Don't you count on me boy

[Chorus]

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 17:27  توسط نیلوفر | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 16:45  توسط نیلوفر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند.
مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم.

پیوندهای روزانه
حس تازه
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
سینمای وحشت
دنیای ان.ال.پی
اشعار ترانه ها
عشق و کامپیوتر
قلعه ساحلی
ترجمه اهنگهای درخواستی
بهترین نت ها و آکورد های گیتار کلاسیک
بهترین و زیباترین قالب های وبلاگ
love girl
وبلاگ سینمایی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
JavaScript Codes

JavaScript Codes