![]() |
![]() |
|
| ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها |
|
ترانه ای از Bon Jovi با عنوان: گیتار من در دستانم خون می گرید My guitar lies bleeding in my arms
I can't write a love song the way I feel today I'm tired of watching TV, it makes me want to scream I can't write a love song the way I feel today Life is feeling kind of strange, since you went away I sing this song to wherever you are, Staring at the paper, I don't know what to write I can't write a love song the way I feel today I can't write a love song the way I feel today |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 18:26 توسط نیلوفر |
|
|
Wish I Had An Angel i wish i had an angel
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 22:51 توسط نیلوفر |
|
|
این آهنگ رو به در خواست "رضا خان میر وحشت " ترجمه کردم. گروه NIGHTWISH اجرای این اهنگ رو به عهده داشته و در انتهای فیلم وحشت " تنها در تاریکی" اورده شده است. ایکاش من یک فرشته داشتم برای لحظه ای از عشق آرزومندم که فرشته ترا امشب داشتم در اعماق روزی که دارد می میرد من بیرون قلبی معصوم گام بر می دارم با آمادگی برای تنفر از خود در حال سقوط زمانی که امشب تو را نه مثل گذشته خواهم آزرد. عشقهای قدیمی به سختی می میرند و دروغهای قدیمی حتی سخت تر جان می سپرند. ایکاش من فرشته ای داشتم برای یک لحظه از عشق کاشکی فرشته تو را داشتم همان مریم باکره مقدس را من عاشق شهوت خودم هستم که بالهای فرشته را می شوزاند و تبدیل به گردی می شود ایکاش امشب فرشته تو را داشتم من دارم بی مایه و ستمکار فرو می افتم پوشش مستی تمامی قوانین را تغییر می دهد. عشقهای قدیمی به سختی می میرند و دروغهای قدیمی حتی سخت تر جان می سپرند. ایکاش من فرشته ای داشتم برای یک لحظه از عشق کاشکی فرشته تو را داشتم همان مریم باکره مقدس را من عاشق شهوت خودم هستم که بالهای فرشته را می شوزاند و تبدیل به گردی می شود ایکاش امشب فرشته تو را داشتم بزرگترین هیجان را نباید کشت ولی برای داشتن غنیمت شب باید با آدم دورو دوست شد. همان سیزدهمین حواری که برای امشب به من خیانت کرد. آخرین رقص و اولین بوسه لمس تو و سعادت من زیبایی همواره همراه با افکار تیره است ایکاش من فرشته ای داشتم برای یک لحظه از عشق کاشکی فرشته تو را داشتم همان مریم باکره مقدس را من عاشق شهوت خودم هستم که بالهای فرشته را می شوزاند و تبدیل به گردی می شود ایکاش امشب فرشته تو را داشتم ایکاش امشب فرشته تو را داشتم ایکاش امشب فرشته تو را داشتم ایکاش امشب فرشته تو را داشتم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 20:23 توسط نیلوفر |
|
|
بیوگرافی بیریتنی اسپیرز
بريتنی اسپيرز (Britney Spears)
نام کامل: بریتني اسپيرز
نام اصلي (تولد) : بريتني جين اسپيرز قد : 163 سانتي متر مليت : امريکائي تاريخ تولد : يازدهم آذر 1360 زادگاه : لوئيزيانا ( کنتوود ) همسر : كوين فدرلين فرزند : شان پريستن پدر : جيمي اسپيرز (پيمانکار ساختمان ) مادر : لين اسپيرز (معلم پايه دوم ) خواهر : جيمي لين برادر : برايان شغل : خواننده شهره شدن با آواز Baby One More Time که 6000000 نسخه به فروش رسيد . تحصيلات : مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي نيويورك ، مرکز رقص برادوي ، باشگاه ميکي ماوس . (21 مارس 2003 ) در 28 مارس 2003 بريتني اسپيرز قرارداد استخدام را براي درخشيدن در سريال کمديWill & Grace امضاء کرد . اما او مجبور بود تا سال آينده منتظر بماند ... اولين اجراي تک خواني بريتني اسپيرز در سن چهار سالگي هنگامي که او آواز What Child Is This را براي جمعيت حاضر در کليسا خواند ، رخ داد. مهارتهاي او در تئاتر در سن هشت سالگي آنقدر زيرکانه بود که از امتحان براي باشگاه ميکي موس Disney سر بلند بيرون آمد . بريتني براي گذاشتن Show بسيار جوان بود با اين وجود به دليل قابليتهاي او در ين امر يکي از تهيه کنندگان وي را به عنوان نماينده نوجوانان به اين رده وارد كرد .
اين يک موفقيت بزرگ براي بريتني جوان بود در اين ميان خانواده مهربان او نيز ياريگر او شدند تا بيش از پيش عرصه را براي درخشش اين ستاره کوچک فراهم سازند . آنها از کنتوود لوئيزيانا به نيويورک نقل مکان کردند . بريتني در کلاسهاي متمرکز رقص و مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي ثبت نام کرد . تلاش وعلاقه او باعث شد تا در سن 10 سالگي هنرپيشه جايگزين براي آموزش در يک مرکز توليد فيلم ازRuthless شود . سال بعد او دوباره براي تستهاي MMC سر بلند بيرون آمد و اين بار استخدام شد. وي سالهاي 1993 تا 1994 را باShow گذاشتن گذراند سپس به دليل نزديک شدن به سن بلوغ به دبيرستان برگشت اين نوجوان بلند همت در سن 15 سالگي کاستي را عرضه کرد که قرارداد آن به يک پيشرفت رکوردي دست يافت .
بريتني پس از پشت سر گذاشتن سالهاي دبيرستان راهي سفر به سوئد و ايالتهاي کوچک امريکا و مراکز خريد شد . در
ژانويه 1999 بريتني اسپيرز با گروه NSync آشنا شد و در مدت کوتاه و پس از گذشت يک ماه با بيرون دادن آلبوم " عزيزم فقط يک بار ديگر " Baby one more time باعث تعجب و حيرت گروه NSync وتقريبا ً جامعه پاپ و راک شد و با استقبال فراوان ايستگاه هاي راديوئي ، سينمائي و فروشگاه هاي پخش کاست روبرو گرديد اين آلبوم در 20 ميليون نسخه تکثير و به فروش رسيد و باعث اعطاي جوايز متعدد همچون : بيلبورد موسيقي اروپاييMTV ، وجايزه بزرگ موسيقي کانادا شد . آهنگهاي اجرا شده در هر زمان بر گرفته از آلبومهاي : ( از اعماق دل خسته ام ، تو ديوانه ام مي كني و يا عزيزم فقط يک بار ديگر ، که از بهترين هاي جدول موسيقي به شمار مي آيد ، حضور فراوان در مجله Rolling Stone و مصاحبه هاي بسيار تلوزيوني ، تورها وسفرهاي فراوان وظاهر شدن در ميان مردم گونا گون از زمان آماتوري تا تبديل شدن به يک جوان حرفه اي هنرمند و آن هم تنها در طول يک سال گوشه اي از فعاليتها او را نشان مي دهد بعد از آن به عنوان رقاص و خواننده وارد برنامه هاي تلوزيوني شد و قرار شد در سه قسمت از برنامهDawson Creex نقش آفريني کند . از ين جهت يک قرار داد با تلوزيون اِمريكا امضاء کرد . فيلمهاي MTV ، آليس در سرزمين عجايب از کارهاي اين هنرمند در 18 سالگي مي باشد . در کنار اين شهرت سريع ، انتقادهاي بسياري روزانه از طريق اينترنت و ليست بدترين تيپ هاي آقاي " بلک ول " پخش مي شدند با اين وجود بريتني اسپيرز آنقدر طرفدار پروپا قرص داشت که جبران آن مخالفان را بکند. يک آلبوم جديد با تنظيم خود اسپيرز به نام "خاطرات عزيز" نيز قرار شد در 16 May سال 2000 انتشار يابد به علاوه يک سفر شامل بازديد از 48 شهر در سراسر جهان و قرادادهاي تجاري و سينمايي براي آينده ترتيب داده شده است . بريتني اسپيرز در آغاز تمام برنامه ها براي همه همکارانش در صحنه نمايش آرزوي موفقيت مي کند ؛ اين دختر جوان و پر انرژي توانائي فراتر رفتن وجاودانه شدن را بر خلاف نظر منتقدانش دارا مي باشد ...
بريتني اسپيرز تا كنون 4 آلبوم به بازار موسيقی ارائه كرده است . آلبوم پنجم او به نام Original Doll كه قرار بود سال 2005 به بازار عرضه شود با وقفه اي روبه رو شد و تنها آهنگ Mona Lisa به بازار عرضه شده ، اما بريتنی قول داده است كه اين آلبوم را براي سال 2007 آماده كند ، پس منتظر كارهاي جالب ديگر بريتني باشيد. بريتني مدت طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه آنها بهم خورد و پس از آن با colin farrel ديده شد و بعدش جريان ازدواج يک روزه و طلاقش با جيسون ..... و در آخر هم که با يک رقاص نيمکت نشين به نام kevin federline ازدواج کرد !
بريتنی و کوين ۲۷ ساله در يک سفر هوايی به مقصد نيويورک ــ ايرلند در داخل هواپيما با هم آشنا شدند . کوين يک رقاص نيمکت نشين ( درجه دو ) بود و در سفرهايی که به منظور اجرای کنسرت اجرا ميشد همچون ديگر رقاص ها بريتنی را همراهی ميکرد! ماجرا از جايی شروع شد که بريتنی تصميم گرفت از قسمت درجه يک هواپيما به بخش درجه دو که رقاص ها هم در آنجا حضور داشتند برود ( حالا دليلش معلوم نيست ! ) در آنجا بريتنی و کوين با هم ملاقات ميکنند و کم کم گرم صحبت ميشوند و بعد از مدتی احساس ميکنند که از هم خوششون آمده و ناگهان يکهو بريتنی به کوين پيشنهاد ازدواج ميده و کوين هم که شکه شده بوده و در ضمن دوست نداشته يک دختر بهش پيشنهاد بده جواب منفی به بريتنی ميده ( اين رو تو يک مصاحبه خوندم !) اما چند روز بعد خودش از بريتنی تقاضای ازدواج ميکنه !![]() بريتني اسپيرز در اين روزها شديداً سرگرم بچه كوچكش شان هست .. او همچنين شش ماهه حامله است و بايد در فكر تولد دومين فرزندش نيز باشه ..
![]() برگرفته از وبلاگ میعادگاه www.miadgahblog. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 10:55 توسط نیلوفر |
|
|
1. the most important thing for a woman is financial security. 1 برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است. 2 با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن. 3 با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن. 4 با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن. 5 با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه. 6 با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید. 7 با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی نــــــاقلا...) 1. All men are extremely busy. 1 تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند 2 در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند. 3 در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن. 4 در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست. 5 در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانسشون رو روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.
7 در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 10:37 توسط نیلوفر |
|
شعر و آهنگ ترانه معروف "این آهنگ من است" از هنر مند محبوب و مردمی " چارلی چاپلین" می باشد:
Intro : This song was released as a music tie-in for A COUNTESS FROM HONG KONG in 1967. Petula Clark made it a hit, and other notable vocal artists recorded it soon thereafter. Why is my heart so light?
Why are the stars so bright?
Why is the sky so blue
Since the hour I met you?
Flowers are smiling bright
Smiling for our delight
Smiling so tenderly
For the world, you and me.
I know why the world is smiling
Smiling so tenderly
It is the same old story
True all eternity
Love, this is my song
Here is a song
A serenade to you
The world cannot be wrong
If in this world there’s you.
I care not what the world may say
Without your love there is no day
So Love this is my song
Here is a song, a serenade, to you.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 9:22 توسط نیلوفر |
|
|
How to hire the right people. Put about 100 bricks in some particular order in a closed room with an open window. Then send 2 or 3 candidates in the room and close the door. Leave them alone and come back after 6 hours and then analyze the situation. If they are counting the bricks. If they are recounting them.. If they have messed up the whole place with the bricks. If they are arranging the bricks in some strange order. If they are throwing the bricks at each other. If they are sleeping. If they have broken the bricks into pieces. If they are sitting idle. If they say they have tried different combinations, yet not a brick has been moved. Put them in sales If they have already left for the day. If they are staring out of the window. And then last but not least. If they are talking to each other and not a single brick has been moved. Congratulate them and put them in top management Dear Technical Responsibles, Sorry no vacancy for you!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 10:13 توسط نیلوفر |
|
|
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟ خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟ او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد. بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند. بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند. بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود. بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند. و شش جفت دست داشته باشد. فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد. گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند. -اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها. خداوند سری تکان داد و فرمود : بله. يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد، از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان. يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !! و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند، بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد. فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد. اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد . خداوند فرمود : نمی شود !! چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم. از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد. فرشته نزديک شد و به زن دست زد. اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی . بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد . فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟ خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد. ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد. خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است. فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟ خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش. فرشته متاثر شد. شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند. زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند. همواره بچه ها را به دندان می کشند. سختی ها را بهتر تحمل می کنند. بار زندگی را به دوش می کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند. وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند. وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند. وقتی خوشحالند گريه می کنند. و وقتی عصبانی اند می خندند. برای آنچه باور دارند می جنگند. در مقابل بی عدالتی می ايستند. وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند. بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند. براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند. بدون قيد و شرط دوست می دارند. وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند. در مرگ يک دوست، دل شان می شکند. در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند، با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند. آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد. قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد فرشته پرسيد : چه عيبی ؟ خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 9:4 توسط نیلوفر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 9:3 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند. مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم. |
| پیوندهای روزانه |
|
حس تازه آرشیو پیوندهای روزانه |