![]() |
![]() |
|
| ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها |
|
Ain't It Funny
این مثل یک چیز کامل برای من و تواست خیلی خنده دار است که تو همانی که من تصورش را می کردم ولی حقایقی در زندگی ما وجود دارد که هرگز قادر به تغییر آن نیستیم فقط به من بگو که تو هم همان را درک و احساس می کنی این عشقبازی کامل که من در ذهنم پرورانده ام من هزاران زندگی پیش از این داشته ام که هر کدام از آنها تو دقیقاً در کنارم بودی ولی اکنون شرایط ما کامل نیست و به نظر می رسد که هرگز شانسی نخواهیم یافت آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی، احساسی نداری؟ آه...ایکاش که این واقعی بود آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟ و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی! آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟ اغلب من فکر می کنم که عشق واقعی نمی تواند وجود داشته باشد. من فقط اعتقاد دارم که این تا حدودی برایم بی معنی است زندگی به طریقی می تواند ظالم باشد که نمی توانم توضیح دهم و فکر نمی کنم که توانایی رویارویی دوباره با این موضوع را داشته باشم. من ترابه خوبی نمی شناسم ولی این را می دانم که تو مربوط به عشق عمیقتری هستی که من در تو یافته ام و بیشتر از این شک ندارم تو قلب مرا برانگیخته ای و این تمام نقشه هایی را که ساخته بودم را تغییر داده است. و حالا احساس می کنم که نباید نگران باشم آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟ آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟ و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی! آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟ من قلبم را قفل کرده ام تا در امان بماند ولی تو هنوز با من باقی مانده ای فکر می کنم این بدین معنی است که تو و من باید با هم می بودیم آه.......................... آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟ آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟ و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی! آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟ آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟ عزیزم آیا این خنده دار نیست؟ آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟ آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟ و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی! آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟ آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟ و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟ آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟ آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟ و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی! آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 20:33 توسط نیلوفر |
|
|
Breaking The Habit از Linkin Park
Memories consume Like opening the wound I'm picking me apart again You all assume I'm safe here in my room Unless I try to start again I don't want to be the one The battles always choose 'Cause inside I realize That I'm the one confused I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream I don't know why I instigate And say what I don't mean I don't know how I got this way I know it's not all right So I'm breaking the habit I'm breaking the habit tonight Clutching my cure I tightly lock the door I try to catch my breath again I hurt much more Than any time before I have no options left again I dont want to be the one The battles always choose 'Cause inside I realize That I'm the one confused I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream I don't know why I instigate And say what I don't mean I don't know how I got this way I'll never be all right So I'm breaking the habit I'm breaking the habit tonight I'll paint it on the walls 'Cause I'm the one that falls I'll never fight again And this is how it ends I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream But now I have some clarity To show you what I mean I don't know how I got this way I'll never be all right So I'm breaking the habit I'm breaking the habit I'm breaking the habit... tonight Breaking The Habit خاطرات محو می شوند مانند تازه شدن یک زخم من خودن را کنار میکشم (به این خاطر که) همه شما تظاهر می کنید و من فقط اینجا در اتاقم در امان هستم مگر اینکه سعی کنم دوباره همه چیز را شروع کنم من نمی خوام اون کسی باشم که جنگ همیشه انتخابش میکند چون درون خودم احساس می کنم تنها کسی هستم که (از این اوضاع)گیج شده ام نمیدونم چه چیزی وجود داره که ارزش جنگیدن رو داشته باشه یا اینکه چرا باید فریاد بزنم نمیدانم چرا باید تحریک(به جنگ)شوم و چیزی را بگویم که قصد گفتنش را ندارم نمیدونم چطور این مسیر را پشت سر گذاشته ام هرگز نمی توانم ان را بپذیرم پس عادت ها را در هم می شکنم امشب عادت ها را در هم می شکنم برای به دست اوردن علاج دردم در را محکم قفل می کنم سعی می کنم دوباره نفسی تازه کنم بیش از هر زمان دیگری باعث ازار می شوم باز هم جز این انتخاب دیگری ندارم (تکرار) نقش انرا روی دیوارها خواهم کشید چرا که من تنها کسی هستم که نابود خواهد شد دیگر هرگز نمی جنگم و این پایان کار است نمیدونم چه چیزی وجود داره که ارزش جنگیدن رو داشته باشه یا اینکه چرا باید فریاد بزنم اما حالا می توانم به طور واضح منظورم را برای همه بیان کنم نمیدونم چطور این مسیر را پشت سر گذاشته ام هرگز نمی توانم ان را بپذیرم پس عادت ها را در هم میشکنم عادت ها را در هم میشکنم منبع:www.irplaces.com
__________________ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 22:55 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند. مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم. |
| پیوندهای روزانه |
|
حس تازه آرشیو پیوندهای روزانه |