تبليغاتX
شمعی در باد
ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها

Ain't It Funny



It seemed to be like the perfect thing for you and me
It's so ironic you're what I had pictured you to be
But there are facts in our lives
We can never change
Just tell me that you understand and feel the same
This perfect romance that I've created in my mind
I'd live a thousand lives
Each one with you right by my side
But yet we find ourselves in a less than perfect circumstance
And so it seems like we'll never have the chance

Ain't it funny how some feelings you just can't deny (Oh)
And you can't move on even though you try (Oh)
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel
Oh, I wish this could be real
Ain't it funny how a moment could just change your life (Oh)
And you don't want to face what's wrong or right (No)
Ain't it strange how fate can play a part
In the story of your heart

Sometimes I think that a true love can never be
I just believe that somehow it wasn't meant for me
Life can be cruel in a way that I can't explain
And I don't think that I could face it all again
I barely know you but somehow I know what you're about
A deeper love I've found in you
And I no longer doubt
You've touched my heart and it altered every plan I've made
And now I feel that I don't have to be afraid

Ain't it funny how some feelings you just can't deny (Oh)
And you can't move on even though you try (Oh)
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel
Oh, I wish this could be real
Ain't it funny how a moment could just change your life (Oh)
And you don't want to face what's wrong or right (No)
Ain't it strange how fate can play a part
In the story of your heart

I locked away my heart
But you just set it free
Emotions I felt
Held me back from what my life should be
I pushed you far away
And yet you stayed with me
I guess this means
That you and me were meant to be

Ohhhhhhhhhhhh

Ain't it funny how some feelings you just can't deny
And you can't move on even though you try
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel
Oh, I wish this could be real, oh yeah, oh yeah
Ain't it funny how a moment could just change your life
And you don't want to face what's wrong or right , no no
Ain't it strange how fate can play a part
In the story of your heart, oh yeah

Ain't it funny how some feelings you just can't deny (Funny)
And you can't move on even though you try (Even if you try)
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel
Baby, ain't it funny how
Ain't it funny how a moment could just change your life (Change your life)
And you don't want to face what's wrong or right (Wrong or right)
Ain't it strange how fate can play a part
Baby, ain't it funny how

Ain't it funny how some feelings you just can't deny (Can't deny)
And you can't move on even though you try (though you try)
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel (Baby)
Ain't it funny how a moment could just change your life
And you don't want to face what's wrong or right
Ain't it's strange how fate can play a part

Ain't it funny how some feelings you just can't deny
And you can't move on even though you try
Ain't it strange when you're feeling things you shouldn't feel
Ain't it funny how a moment could just change your life
And you don't want to face what's wrong or right
Ain't it strange how fate can play a part

این مثل یک چیز کامل برای من و تواست

خیلی خنده دار است که تو همانی که من تصورش را می کردم

ولی حقایقی در زندگی ما وجود دارد که هرگز قادر به تغییر آن نیستیم

فقط به من بگو که تو هم همان را درک و احساس می کنی

این عشقبازی کامل که من در ذهنم پرورانده ام

من هزاران زندگی پیش از این داشته ام

که هر کدام از آنها تو دقیقاً در کنارم بودی

ولی اکنون شرایط ما کامل نیست

و به نظر می رسد که هرگز شانسی نخواهیم یافت

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی، احساسی نداری؟

آه...ایکاش که این واقعی بود

آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟

و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی!

آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟

اغلب من فکر می کنم که عشق واقعی نمی تواند وجود داشته باشد.

من فقط اعتقاد دارم که این تا حدودی برایم بی معنی است

زندگی به طریقی می تواند ظالم باشد که نمی توانم توضیح دهم

و فکر نمی کنم که توانایی رویارویی دوباره با این موضوع را داشته باشم.

من ترابه خوبی نمی شناسم ولی این را می دانم که

تو مربوط به عشق عمیقتری هستی که من در تو یافته ام

و بیشتر از این شک ندارم

تو قلب مرا برانگیخته ای و این تمام نقشه هایی را که ساخته بودم را تغییر داده است.

و حالا احساس می کنم که نباید نگران باشم

 

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟

آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود

آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟

و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی!

آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟

من قلبم را قفل کرده ام تا در امان بماند

ولی تو هنوز با من باقی مانده ای

فکر می کنم این بدین معنی است که

تو و من باید با هم می بودیم

آه..........................

 

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟

آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود

آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟

و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی!

آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟

 

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟

عزیزم آیا این خنده دار نیست؟

 

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟

آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود

آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟

و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی!

آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟

 

آیا خنده دار نیست که هنوز بعضی از احساسات را نمی توانی انکار کنی؟

و حتی سعی نمی کنی فکری را شروع کنی؟

آیا عجیب نیست که وقتی چیزهایی را احساس می کنی احساس نداری؟

آه...من آرزو می کنم که این واقعی بود

آیا خنده دار نیست که چطور یک لحظه زندگی ات را تغییر می دهد؟

و تو نمی خواهی با چیزی که غلط یا درست است روبرو شوی!

آیا این عجیب نیست که سرنوشت چگونه در داستان قلبت نقش آفرینی می کند؟

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 20:33  توسط نیلوفر | 
Breaking The Habit از Linkin Park

Memories consume
Like opening the wound
I'm picking me apart again
You all assume
I'm safe here in my room
Unless I try to start again

I don't want to be the one
The battles always choose
'Cause inside I realize
That I'm the one confused

I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I know it's not all right
So I'm breaking the habit
I'm breaking the habit tonight

Clutching my cure
I tightly lock the door
I try to catch my breath again
I hurt much more
Than any time before
I have no options left again

I dont want to be the one
The battles always choose
'Cause inside I realize
That I'm the one confused

I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I'll never be all right
So I'm breaking the habit
I'm breaking the habit tonight

I'll paint it on the walls
'Cause I'm the one that falls
I'll never fight again
And this is how it ends

I don't know what's worth fighting for
Or why I have to scream
But now I have some clarity
To show you what I mean
I don't know how I got this way
I'll never be all right
So I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
I'm breaking the habit... tonight

Breaking The Habit

خاطرات محو می شوند
مانند تازه شدن یک زخم
من خودن را کنار میکشم
(به این خاطر که) همه شما تظاهر می کنید
و من فقط اینجا در اتاقم در امان هستم
مگر اینکه سعی کنم دوباره همه چیز را شروع کنم
من نمی خوام اون کسی باشم که
جنگ همیشه انتخابش میکند
چون درون خودم احساس می کنم
تنها کسی هستم که (از این اوضاع)گیج شده ام
نمیدونم چه چیزی وجود داره که ارزش جنگیدن رو داشته باشه
یا اینکه چرا باید فریاد بزنم
نمیدانم چرا باید تحریک(به جنگ)شوم
و چیزی را بگویم که قصد گفتنش را ندارم
نمیدونم چطور این مسیر را پشت سر گذاشته ام
هرگز نمی توانم ان را بپذیرم
پس عادت ها را در هم می شکنم
امشب عادت ها را در هم می شکنم
برای به دست اوردن علاج دردم
در را محکم قفل می کنم
سعی می کنم دوباره نفسی تازه کنم
بیش از هر زمان دیگری باعث ازار می شوم
باز هم جز این انتخاب دیگری ندارم
(تکرار)
نقش انرا روی دیوارها خواهم کشید
چرا که من تنها کسی هستم که نابود خواهد شد
دیگر هرگز نمی جنگم
و این پایان کار است
نمیدونم چه چیزی وجود داره که ارزش جنگیدن رو داشته باشه
یا اینکه چرا باید فریاد بزنم
اما حالا می توانم به طور واضح
منظورم را برای همه بیان کنم
نمیدونم چطور این مسیر را پشت سر گذاشته ام
هرگز نمی توانم ان را بپذیرم
پس عادت ها را در هم میشکنم
عادت ها را در هم میشکنم
منبع:www.irplaces.com
__________________
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 22:55  توسط نیلوفر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند.
مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم.

پیوندهای روزانه
حس تازه
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
سینمای وحشت
دنیای ان.ال.پی
اشعار ترانه ها
عشق و کامپیوتر
قلعه ساحلی
ترجمه اهنگهای درخواستی
بهترین نت ها و آکورد های گیتار کلاسیک
بهترین و زیباترین قالب های وبلاگ
love girl
وبلاگ سینمایی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
JavaScript Codes

JavaScript Codes