![]() |
![]() |
|
| ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها |
|
whisper
زمانی که می افتم مرا بگیر بگو که اینجایی و همه چیز پایان یافته است صحبت در فضا کسی اینجا نیست و من در خودم گم گشته ام این حقیقت مرا به مرز دیوانگی می کشاند من می دانم که می توانم این درد را متوقف کنم (در صورتی که اراده کنم که بدور اندازم) رو بر مگردان و درد مرا باز نگردان سعی نکن که مخفی شوی چرا که نامت را فریاد خواهند زد چشمانت را مبند چرا که خداوند می داند که پشت آنها چه چیزی نهفته است روشنایی را خاموش نکن هرگز نخواب و حتی نمیر
But somehow I know ولی تا حدودی می دانم که چیز بیشتری دارد به سراغم می آید ولی توسط ترس من متوقف شده است و به زودی با اشکهایم غیر قابل دیدن می شود من می توانم درد را متوقف کنم در صورتی که همه اینها را بدور اندازم فرشتگان به پایم افتاده اند و صداهایی را در گوشم نجوا می کنند مرگ در مقابل چشمانم کنار من افتاده اند و من می ترسم آن فرشته به من اشاره می کند آیا من از پا می افتم؟ تا پایانم آیا دوباره می توانم آغاز کنم؟ با ترک کردن تمام چیزهایی که بخاطرش زمین خورده ام بر می خیزم تا پایان را نظاره گر باشم Servatis a pereculum. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 22:25 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند. مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم. |
| پیوندهای روزانه |
|
حس تازه آرشیو پیوندهای روزانه |