تبليغاتX
شمعی در باد
ترانه های خواننده های معروف و ترجمه آنها

spanish train

قطار اسپانیایی است که حرکت می کند
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
مردم صدایش را می شنوند که همچنان در حرکت است....

از آن پس، آنان کودکان شان را می خوابانند
درها را قفل می کنند و به طبقه بالا می خزند
چنین گفته شده است که روح مرده ای
آن قطار را ده هزار بار به عمق می برد!!

سوزنبان در احتضار بود و همه کسانش در کنارش بودند
خانواده اش می گریستند، ناقوس عزا را پیش از آنکه بمیرد به صدا آورده بودند
اما بالای بسترش کسی منتظر بود تا بمیرد
شیطان، با برقی در چشمانش
« چه خوب! خدا این طرف ها نیست تا ببیند من چه چیزی پیدا کردم،
این یکی مال خودم است.»

خداوند ظاهر شد، همان زمان برقی زده شد و خود خدا ظاهر شد
بر سر شیطان فریاد زد:« پس به شب بی پایان بازگرد!»
اما شیطان فقط پوزخندی زد و گفت: شاید من گناه کرده ام،
اما لازم نیست برای من قلدری کنی،
اول من گرفتمش، پس تو می توانی بدترین تلاشت را بکنی
او به اعماق زمین می رود!!

« اما شاید یک شانس دیگر هم به تو بدهم»
شیطان این جمله را گفت و لبخند زد
آن نیزه مسخره را بینداز دور،
اصلا بهت نمی آید
اسمش ژوکر است، اسم بازی اش پوکر
ما همین جا کنار تخت بازی می کنیم
و سر بزرگترین شرط ممکن قمار می کنیم
روح این مرده!!

و من گفتم: خدایا! مواظب باش! او دارد برنده می شود،
خورشید در حال غروب است و شب فرا می رسد
این قطار مرگی به هنگام است، روح های زیادی در خطرند
آه! خدایا! او دارد برنده می شود!

و بعد، سوزنبان ورق ها را بر زد
و به هر کدام پنج ورق داد
و برای خدا دعا کرد
وگرنه قطاری که باید هدایتش می کرد.....
... شیطان سه آس آورد و یک شاه
و خداوند در پی جور کردن استریت بود،
او بی بی و سرباز و نه و ده دل داشت
و فقط یک هشت دل کم بود....

و خداوند یک ورق دیگر خواست
اما یک هشت خشت گرفت
و شیطان به پسر خدا گفت
فکر کنم می خواستی استریت کنی،
پس تا وقت باقی است یک ورق به من بده
تا ببینیم چه کسی شاه این بازی است
و در حالی که حرف می زد،
از خرقه اش یک آس دیگر بیرون کشید...

اولین بلوف ، روح ده هزار نفر بود،
و خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید
اما خدا ندید که شیطان چه کرد
و گفت: همین کافی است!
من تا صد و پنجاه تا اضافه می کنم
و برای همیشه به گناهانت پایان می دهم
اما شیطان فریادی بلند کشید: دست من برنده است!

و من گفتم: خدایا! خدایا! اجازه دادی برنده شود؟
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ همیشه به هنگام می رود، ارواح زیادی در قطارند
آه خدایا! نگذار برنده شود....

خوب! آن قطار اسپانیایی هنوز در حرکت است
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
و مردم از این که هنوز قطار حرکت می کند می ترسند...
و در دوردست، در گوشه ای
خدا و شیطان شطرنج بازی می کنند،
شیطان هنوز تقلب می کند و جان های بیشتری را از خدا می برد
و خدا، باز هم بهترین تلاشش را می کند....

و من گفتم: خدایا! خدایا! باید برنده شوی،
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ هنوز به هنگام است، آه! روح من هم در قطار است
آه خدایا! تو باید برنده شوی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 15:33  توسط نیلوفر | 

ا توجه به اینکه ترجمه این آهنگ رو در پست سال قبل گذاشته بودم ولی باز هم به در خواست سپهر جان ترجمه کاملترش رو  اینجا می آرم .
قطار اسپانیایی به جدل بین خدا و شیطان می پردازد که که این قطار بین دو شهر در حال حرکت
است و ساکنان اون شهر نیز می دونن که این قطار ارواح مردگان رو حمل می کنه بنابر این در ها رو قفل می کنند و در طبقه بالا بچه هار و می خوابونن. سوزنبان در حال مرگه و خانوادش بالای سرش زانو زدن و برای زنده موندنش دعا می کنن ولی شیطان از راه می رسه و می خواد که روح اونو تسخیر کنه کریس دی برگ که شاهد این ماجراست از ته دل خدا رو فریاد می زنه و بهش می گه. خدا بر سر شیطان داد می زنه که برو به اعماق جهنم ولی شیطان که چیزی برای باختن نداره پوزخندی می زنه و می گه که خدایا روندن من برات فایده ای نداره اگه راست می گی بیا یه معامله ای کنیم. خدا که مطمئنه می بره قبول می کنه و با هم سر روح سوزنبان پوکر بازی می کنن. شیطان پلید می گه که خدا یا بدترین کاری رو که می تونی برای بدست آوردن این روح انجام بده ولی خدا که پاک و منزهه اهل کلک نیست ولی شیطان با دغل بازی داره بازی رو می بره .کریس دی برگ فریاد می زنه خدایا نذار شیطان حقه سوار کنه چون تو باید برنده بشی ولی شیطان داره به کار های پلیدش ادامه می ده...........خدایا تو باید برنده بشی. 
دوباره خدا و شیطان سر یه روح دیگه شطرنج بازی می کنن ولی این بار این روح مال کریس دی
برگه و...

Spanish Train

There's a Spanish train that runs between

Guadalquivir and old Saville

And at dead of night the whistle blows

and people hear she's running still...

And then they hush their children back to sleep

Lock the doors, upstairs they creep

For it is said that the souls of the dead

Fill that train ten thousand deep!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side

His family were crying, knelt in prayer before he died

But above his bed just a-waiting for the dead

Was the Devil with a twinkle in his eye

"Well God's not around and look what I've found

this one's mine!!

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light

And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!

But the Devil just grinned and said "I may have sinned

But there's no need to push me around

I got him first so you can do your worst

He's going underground!!

"But I think I'll give you one more chance"

said the Devil with a smile

"So throw away that stupid lance

It's really not your style"

"Joker is the name, Poker is the game

we'll play right here on this bed

And then we'll bet for the biggest stakes yet

the souls of the dead!!"

And I said "Look out, Lord, He's going to win

The sun is down and the night is riding in

That train is dead on time, many souls are on the line

Oh Lord, He's going to win!.."

Well the railwayman he cut the cards

And he dealt them each a hand of five,

And for the Lord he was praying hard

Or that train he'd have to drive...

Well the Devil he had three aces and a king,

And the Lord, he was running for a straight,

He had the queen and the knave and nine and ten of spades,

All he needed was the eight...

And then the Lord he called for one more card,

But he drew the diamond eight,

And the Devil said to the son of God,

"I believe you've got it straight,

So deal me one for the time has come

To see who'll be the king of this place,

But as he spoke, from beneath his cloak,

He slipped another ace...

Ten thousand souls was the opening bid,

And it soon went up to fifty-nine,

But the Lord didn't see what the Devil did,

And he said "that suits me fine",

"I'll raise you high to a hundred and five,

And forever put an end to your sins",

But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"

And I said "Lord, oh Lord, you let him win,

The sun is down and the night is riding in,

That train is dead on time, many souls are on the line,

Oh Lord, don't let him win..."

Well that Spanish train still runs between,

Guadalquivir and old Saville,

And at dead of night the whistle blows,

And people fear she's running still...

And far away in some recess

The Lord and the Devil are now playing chess,

The Devil still cheats and wins more souls,

And as for the Lord, well, he's just doing his best...

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,

The sun is down and the night is riding in,

That train is still on time, oh my soul is on the line,

oh lord.you've got to win



 

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:45  توسط نیلوفر | 

"Hurt"


Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how proud you were but I walked away
If only I knew what I know today

I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Forgive all your mistakes
There's nothing I wouldn't do
To hear your voice again
Sometimes I want to call you but I know you won't be there

I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you
Some days I feel broke inside but I won't admit
Sometimes I just want to hide 'cause it's you I miss
You know it's so hard to say goodbye when it comes to this

?Would you tell me I was wrong
?Would you help me understand
?Are you looking down upon me
?Are you proud of who I am
There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes and see you looking back

I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
And I've hurt myself
If I had just one more day, I would tell you how much that
I've missed you since you've been away

Oh, it's dangerous
It's so out of line to try to turn back time

I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
And I've hurt myself

By hurting you


آسیب


مثل ایتکه دیروز بود، زمانیکه صورتت را دیدم!
تو به من گفتی چقر خرسند بودی اما من خارج شدم(بی اعتنایی کردم)!
اگر فقط چیزی را که امروز می دانم، می دانستم...
تو را در بازوانم نگاه می داشتم!
رنجها را به کناری می زدم!
برای همه چیزهایی که انجام داده ای متشکرم.
همه اشتباهاتت را بخشیدم!
چیزی نیست که نخواهم انجام دهم...
تا دوباره صدایت را بشنوم!
گاهی اوقات می خواهم صدایت بزنم، اما می دانم آنجا نخواهی بود!
متأسفم که ملامتت کردم به خاطر چیزی که به تنهایی نمی توانستم انجامش دهم!
به خودم آسیب رساندم، با صدمه زدن به تو...!
بعضی روزها حس می کنم از درون شکسته شده ام، اما نخواهم پذیرفت!
گاهی اوقات فقط خواهان پنهان شدنم، چرا که این تو هستی که از دست دادم!
می دانی این خیلی سخت است که بگویم خداحافظ، زمانیکه این به سمتش می آید!
آیا می خواهی به من بگویی در اشتباه بودم؟!
آیا می خواهی به من کمک کنی تا درک کنم؟!
آیا به پایین بر من می نگری؟!
آیا از کسی که هستم خرسندی؟!
چیزی نیست که نخواهم انجام دهم...
تا فقط شانسی بیشتر داشته باشم!
تا در چشمانت بنگرم و ببینم که به عقب می نگری!
متأسفم که ملامتت کردم به خاطر چیزی که به تنهایی نمی توانستم انجامش دهم!
به خودم آسیب رساندم!!!
اگر فقط یک روز بیشتر داشتم، می خواستم به تو بگویم که چه اندازه
تو را از دست داده ام، از زمانیکه (از من) فاصله داشتی!
اوه، این خطرناک است...
این بسیار خارج از خط (غیر معقول) است که بکوشم زمان را به عقب باز گردانم!
متأسفم که ملامتت کردم به خاطر چیزی که به تنهایی نمی توانستم انجامش دهم!
به خودم آسیب رساندم...
با صدمه زدن به تو...!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:44  توسط نیلوفر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به ترجمه اشعار ترانه های خواننده های معروف نظیر کریس دی برگ، سارا کانر، سلن دیون، لورنا مک کنیت، ایس آف بیس و ... می پردازد.
همانطور که می دانید پرنسس دایانا شخصی مردمی و بسیار دلسوز و مهربان بود و هرگز از کمک به مردم دریغ نمی ورزید. کسانی که زنگینامه این شخصیت ممتاز را مطالعه فرموده اند حتما با من هم عقیده می باشند.
مرگ ناگهانی و ساختگی ایشان تاثر افراد بسیاری را برانگیخت به طو ریکه "التون جان " در سوگ ایشان ترانه " شمعی در باد" را خواندند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
من هم به یاد پرنسس دایانا نام وبلاگم را با عنوان این ترانه مزین ساختم.

پیوندهای روزانه
حس تازه
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
سینمای وحشت
دنیای ان.ال.پی
اشعار ترانه ها
عشق و کامپیوتر
قلعه ساحلی
ترجمه اهنگهای درخواستی
بهترین نت ها و آکورد های گیتار کلاسیک
بهترین و زیباترین قالب های وبلاگ
love girl
وبلاگ سینمایی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
JavaScript Codes

JavaScript Codes